موی بی پیچ
خیلی وقت پیش موهایم را از ته زدم الان اینجوری شده: ااااا... بد هم نیست. اما هر گهی از راه می رسد می پرسد موهایت چه مدلی است؟ اصلا من تا به حال از شما پرسیده ام تو چرا کچلی یا چرا موهایت انقدر دراز است یا کج؟ من از شما تا به امروز سوال کرده ام؟ اتفاقا موهایت که این مدلی باشد و روی توالت فرنگی نشسته باشی و خودت را از بالا توی شیر دستشویی نگاه کنی و کله ات را عقب و جلو کنی و آواز بخوانی انگار داری برای خودت یک کلیپ رپ اجرا می کنی. امتحان کنید و تو رو خدا نگویید از آن دسته آدم هایی هستید که نمی دانید گه چیست و فقط عطر و پودر می کنید. اگر اینجوری باشید اصلا خواننده ی رپ که هیچ اصلا هیچی نمی شوید. آدم باید با خودش رو راست باشد وگرنه کلاهش پس معرکه است، اما اگر با "همه" رو راست باشد کلاهش از پس معرکه هم آنورتر است. هی دروغ بگویید و اصلا فکر نکنید کار بدی می کنید، شما دارید دنیا را زیبا می کنید و این را احمق ها نمی فهمند و ممکن است به شما بگویند "دروغگو". اما محلشان نگذارید و هی دنیا را زیباتر کنید. راستی یک کتاب خواندم به نام اشتهای آمریکایی و اولش فکر کردم خیلی خوب است و بعد دیدم خیلی بد است. دنیا همین است. خوب. بد. خاکستری نداریم. وسط دیگر چه صیغه ای است؟ وقتی همه چیز افتضاح است یا یک نفر خیلی عن است می گویید طرف خاکستری است. چرا تعارف می کنید؟ خاکستری کدام است؟ آها، یک مطلب مهم، سرگرمی جدیدم این است که تیتراژ سریال های آی فیلم را ببینم و ببینم عرب ها چجوری اسم های ما را تغییر داده اند و می نویسند منوتشهر نوذری و بعد از این کشف ها می کنم و کرکر می خندم. البته توی دلم. چون بلند خندیدن انرژی جسمی می خواهد که من ندارمش. دیگر نمی خواهم نویسنده شوم. باز دارم فکر می کنم وقتی بزرگ شدم می خواهم چه کاره شوم. شاید بروم کوتاه کردن مو یاد بگیرم تا وقتی کوتاهش می کنم و سیخ می شوند، بتوانم یک پیچش معنوی هم قاطی اش کنم تا با ملت به مشکل بر نخورم. هرچند آن موقع مدام می خواهند سوال کنند حالا چرا این پیچش و نه آن یکی؟! و من همه شان را ترور کنم. مثل مدرسه های بی ادبی آمریکایی ها. مثل این کوین.